X
تبلیغات
* ♥ *متنفرم از عشق* ♥*

* ♥ *متنفرم از عشق* ♥*

تاآخرعمرم هم اگر تنهاباشم مهم نیست فقط نمیزارم به جایی برسم که تو آغوش کسی با یاد کسی دیگه ای بخوابم

خلاصه...

دیروز یه دوست بسیار خوب به وبم سر زده و چندتایی کامنت واسم گذاشت..اولش خیلی بهم برخورد . خیلی فکر کردم که ببین چطور کسی که هنوز بلوغش کامل نشده داره منو محکوم میکنه...منم رفتم توی وبلاگش و  واسش یه کامنت گذاشتم که وقتی بزرگتر شدی بهم سر بزن.. در جوابم نوشت:

((حالا که فکر میکنم میفهمم درست میگین.من 19 سال بیشتر ندارم و نباید در برابر شخصیت بزرگی چون شما اظهار وجود کنم.اما معتقدم که تمام اتفاقات زندگیمون برمیگرده به نگاهمون.هر طور نگاه کنیم همونطور اتفاق میفته برامون.تمام اتفاقات زندگیتون شاید برمیگرده به نگاهی که داشتین و دارین هنوز.آدمهایی مثل من با اینکه در سن 19 سالگی به سر میبرند اما به هرچی خواستند رسیدند تا بحال و اگر نرسیدند هم نتیجه کم کاری و عدم لیاقت خودشون دونستن.اگر روزی کسی که من الان دوستش دارم و عشق زندگیمه در حقیقت من رو پس زد و نخواست این دلیل بر این نخواهد بود که اون بی وفاست و یا اون مقصره.نه..من میفهمم که خودم لیاقتِ داشتن چنین فرشته ی دوست داشتنی رو نداشتم.نه تنها متنفر نخواهم شد از او و عشقش به خودِ خدا قسم که برای خوشبختیش کنار هر مرد دیگری دعا خواهم کرد.عشق خیلی مفهومه عمیقیه تو ذهن من.و کمتر کسی داره عشق میورزه.کمتر کسی داره به معنای واقعی زندگی میکنه این روزها.
آقای بزرگ امیدوارم تو لحظه لحظه زندگیتون شاد باشید و موفق.و نرسیدن هایتان را نتیجه کم بودن خودتان بدانید همیشه.
مراقب خوبی هاتون باشید و از دستشون ندید.خدا پشت و پناهتون باشه.یاعلی))

ولی دوست خوبم من منظورم از وقتی که بزرگ تر شدی چیز دیگست!

دید تو از دید من جداست..

من رها از همه چی فقط به خوبیام فکر میکردم. از چیزایی که کم نذاشتم.

صداقت وفا.مردانگی.مهربونی . محبت و احترام...

به حرفات فکر کردم که یه گوشه ای مشکلی از خودم پیدا میکردم شاید تسکینی بود واسم.

و در آخر بگم که ...

زندگی مشترک .با رابطه ی دوستی که توی سن شماها هست زمین تا آسمون فرق داره.

 

 

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ 15:2 ] [ یه مرد ] [ ]

...

 

بسلامتی پسری که قید دانشگاهشو زندگیشو ماشینشو حتی خانواده شو

زد اما اون دختر هیچ چیز و ندید نفهمید رفت با دیگری .

وحالا میگه بزن بسلامتی اونی که همش بازیچه یم کرد حالا هم که رفته و

تنهام گذاشته اما من هنوز میگم بزن بسلامتی

اونی که دوسش دارم کنارم نیست...

 

 

توسط:وحید

[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ 11:23 ] [ یه مرد ] [ ]

سال 92

 

سال نو مبارک

[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 15:30 ] [ یه مرد ] [ ]

در خیالم...

در خیـــالــم پشتــ ســـرت آب ریختــــم
نـه بـــرای اینکــه بــرگردیــ
تــا پـــــاک شود
هـــرچه رد پــــای تــــوست از زندگیــ لعنتی من ...
[ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 21:54 ] [ یه مرد ] [ ]

خداونداااا!

نیــازی بـه انتــقام نیـست !
فـقط مـنتظر بـمان ..
آنـها کـه آزارت مـی دهند ..
سرانـجام بـه خـود آسیـب مـی زنند ..
و اگـر بـخت مـدد کنـد ..
خــداوند اجـازه مـی دهد تماشاگرشان باشــی
[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 19:7 ] [ یه مرد ] [ ]